تبليغاتX
وبلاگ خبری ترانه علیدوستی
قالب وبلاگ
وبلاگ خبری ترانه علیدوستی
 
نشست نقد و بررسی "انتهای خیابان هشتم" روز سه شنبه برگزار شد.در این نشست عليرضا اميني(كارگردان)، سيد جمال ساداتيان(تهيه كننده)، محمدرضا غفاري، بيتا بيگي و مهدي ماهاني(بازيگران)، حميد سليمي(فيلمنامه نويس و منتقد) و محمدرضا لطفي(منتقد و مجري) حضور داشتند.

  قبل از این اعلام شده بود که ترانه علیدوستی،صابر ابر و حامد بهداد نیز در این جلسه حضور خواهند داشت که هیچ کدامشان در این جلسه حضور نداشتند.گویا صرفاً به دلیل مورد توجه قرار گرفتن این جلسه چنین کذبی منتشر شده بوده،که "وبلاگ خبری" نیز به نقل از فرهنگسرا این خبر را منتشر کرد که متاسفانه خبر صحت نداشته.


گزارش این جلسه به نقل از سینماپرس:

 


*سیدجمال ساداتیان: آثاری که نقد اجتماعی می کنند در اکران با هزار مشکل مواجه‌اند                                                             
در ابتدای این نشست محمدرضا لطفی توضیح داد که شرایط امروز سینمای ایران چندان مناسب نیست و صنعت سینما دارای ریسک زیادی برای سرمایه گذاری شده است و کار در حوزه سینمای اجتماعی هم خصوصا برای بخش خصوصی این ریسک را دو چندان می‌کند. لطفی با این مقدمه در ابتدا توضیح داد که سیدجمال ساداتیان در کارنامه خود تهیه فیلم‌هایی همچون دایره زنگی، چهارشنبه سوری، سریال خواب و بیدار، هفت دقیقه تا پاییز، برف روی کاج‌ها و.... دارد که حکایت از علاقه وی به سینمای اجتماعی دارد و سپس از وی پرسید که ماجرای هربار به تعویق افتادن اکران این فیلم که در نهایت در برنامه اکران نوروز 91 قرار گرفت چه بوده است؟ که وی هم در پاسخ گفت: اساسا آثاری که در حوزه نقد اجتماعی هستند در اکران با هزار و یک مشکل مواجه هستند و در سوی دیگر فیلم‌های مستقل معمولا مهجور واقع می‌شوند و حال حساب کنید که یک فیلم حوزه اجتماعی که به بیان نقد یک معضل می‌پردازد و به شکل مستقل هم تولید شود چه بلاهایی به سرش می‌آید و دوام این نوع سینما تنها و تنها با حمایت مردم و مخاطب امکان پذیر است،چرا که معمولا آثار دولتی معمولا با حمایت‌های انبوه چه در تولید و چه در اکران مواجه هستند، اما حمایت در این سو، یعنی سینمای مستقل به شکل قطره چکانی صورت می‌گیرد.
از یاد نبریم که امروزه همه چیز در فیلمسازی گران شده است و هزینه ها به شدت بالا رفته است،درحالی که درآمدهای این حرفه روز به روز محدودتر و محدودتر می شود و حال در این وضعیت که ساخت کارهای سفارشی شتاب عجیبی گرفته،حتی ارگان هایی مثل فارابی هم برای ابزارش از ما پولش را جلو جلو می گیرد.حال در چنین شرایط باید چه توقعی داشت؟

*علیرضا امینی: سینما جایی است برای تفریح مخاطب که تماشاگر را به فکر هم واداردپس از صحبت‌های ساداتیان منتقد برنامه توضیح داد که علیرضا امینی سینما را ساخت فیلم‌های کوتاه آغاز کرد و سپس چند فیلم کم هزینه و به نوعی شخصی ساخت و بعد با «استشهادی برای خدا» وارد فاز جدیدی شد و در نهایت این پوسته اندازی به ساخت دو فیلم برای مخاطب انبوه و یک سینمای اجتماعی و قصه گو یعنی هفت دقیقه تا پاییز و انتهای خیابان هشتم انجامید.
وی سپس از امینی این سوال را مطرح کرد که حال با این کارنامه و پوسته اندازی و رشد پله به پله ای اکنون به جایی رسیده اید که دیگر بگویید سینمای مورد علاقه خود را پیدا کرده اید؟
امینی  توضیح داد: من فارغ التحصیل کارگردانی هستم و همان طور که شما توضیح دادید پنج فیلم تجربی ساختم تا به «استشهادی برای خدا» رسیدم که معتقدم یک نقطه عطف در کارنامه من به حساب می آید  و تا آن مقطع من هنوز دیدگاه خودم را پیدا نکرده بودم، در واقع سعی می کردم تا زوایه ها و نگاه های جدیدی را تجربه کنم و مسیر خود را بیابم. این آزمون و خطاهای درونی من ادامه داشت تا رسیدم به «هفت دقیقه تا پاییز» که همه تلاشم را کردم تا هر آنچه که آموخته بودم را به تصویر بکشم و فکر می کنم که با این فیلم مسیر خود را پیدا کردم.در واقع من معتقدم که سینما ارزش مضاعفی در مقایسه با تلویزیون دارد، چراکه سینما اساسا هم باید جایی برای تفریح مخاطب باشد و هم مخاطب را به فکر وا دارد.

*بیتا بیگی: با سبک آقای امینی آشنا بودم و می دانستم که در کارهای ایشان فیلمنامه به شکل رایج وجود ندارد

در ادامه نشست مجری برنامه ار بیتا بیگی بازیگر فیلم خواست تا ابتدا کمی از سوابق خود بگویید و سپس از کار با امینی توضیح دهد،چراکه علیرضا امینی معروف است به کارگردانی که بدون فیلمنامه سر صحنه می‌آید و این برای بازیگری که با این فضا آشنا نیست کمی سخت است.بیگی هم در پاسخ به این پرسش توضیح داد که «انتهای خیابان هشتم» دومین تجربه تصویری من بود که خب البته بعد از این کار در چند تله فیلم و سریال هم بازی کردم و در آن زمان با اینکه تجربه چندانی نداشتم،اما با سبک کاری آقای امینی آشنا بودم و می دانستم  که در کارهای ایشان فیلمنامه به شکل رایج در کارهای دیگر وجود ندارد و ایشان با ذهنشان و در صحنه دست به خلق می زنند،اما با این حال علیرضا امینی همواره بازیگر را در تفکراتش سهیم می کند و این باعث می شود که تو ناخودآگاه درکار غرق بشوی.اما چیزی که برای من بیشتر استرس زا بود زمانی بود که می خواستم در مقابل فردی مثل ترانه علیدوستی دیالوگ بگویم و البته ترانه خود آنقدر در کار ذوب شده بود که به من خیلی کمک کرد.
لطفی در ادامه از بیگی پرسید که اکنون که تجربه شما نسبت به زمان فیلمبرداری این فیلم بیشتر شده است،وقتی فیلم را می بینی احساس نمی کنی که ایکاش فیلمبرداری آن در زمان حال و با تجربه الانت صورت می گرفت؟که وی پاسخ داد: به هر حال هربازیگری بعد از تماشای کارش دچار این حس می شود که کاش فلا جا را این طوری بازی می کردم یا آن صحنه را جور دیگری می گرفتم و فکر می کنم این در بازیگری امری کالا طبیعی و عادی باشد.


*مهدی ماهانی: با سینمای علیرضا امینی آشنا نبودم

پس از صحبت های بیگی منتقد برنامه از مهدی ماهانی پرسید که آیا در تجربه های قبلی ات هم با این شیوه که فیلمنامه کاملی محیا نباشد کار کرده بودی یا خیر؟که ماهانی گفت: ابتدا اجازه بدهید من این بحث را که در کار فیلمنامه وجود نداشته را بشکافم و توضیح دهم که ما شرح سکانس ها را کاملا می دانستیم و بر اساس این شرح سکانس ها صحنه را می گرفتیم،اما در مورد پاسخ شما باید بگویم که خیر تا قبل از این کار تجربه اینچنینی نداشتم و شناخت زیادی از سینمای علیرضا امینی نداشتم، البته الان در کار خانم درخشنده حضور دارم و ایشان هم از همین شکل استفاده می کنند و جالب است که بعد از آقای امینی این شکل فیلم نامه نویسی باب شده است.

*محمدرضا غفاری: برایم طول نقش اصلا اهمیتی نداشت
در ادامه این جلسه، لطفی خطاب به محمدرضا غفاری عنوان داشت که به زعم من در کل تیم بازیگران این فیلم روان ترین بازی و بهترین بازی متعلق به اوست و به خوبی از عهده نقش برآمده است و این نشان از حرکت رو به جلوی او دارد.
وی سپس از غفاری پرسید که اولین کار شما رویای خیس خانم درخشنده بود و بعد از آن در انتهای خیابان هشتم به خوبی دیده شدید.چه شد که به این فیلم پیوستید و تحلیل خودتان از نقش چه بود؟ که غفاری اذعان داشت: از تعریف دلگرم کننده شما خیلی ممنون هستم.من در زمان «رویای خیس» تنها 19 سال داشتم و پس از آن در یک تله فیلم به کارگردانی سیروس الوند بازی کردم و بعد هم سرکار سریال آشپزباشی رفتم و در نهایت هم به گروه علیرضا امینی پیوستم. روزی که وارد کار شدم،آقای امینی خط داستان را برایم تعریف کرد و خیلی رک بهم گفت که حضور این شخصیت  زیاد نیست که من هم گفتم طول نقش اصلا برایم اهمیتی ندارد  و مهم ایفای درست آن است،امینی هم در ادامه گفت پس برای این که این شخصیت درست دربیاید بگرد و پیشینه آن را پیدا کن و پیگیر شد تا من گذشته این شخصیت را بیرون بکشم و ترسیم کنم که این پیگیری برای من خیلی جذاب بود.


*حمید سلیمی: «انتهای خیابان هشتم» برشی از زندگی اجتماعی روز ماستپس از صحبت های غفاری محمدرضا لطفی از حمید سلیمی خواست تا دیدگاه خود را درباره فیلم بیان کند که او اینگونه توضیح داد که برایم خیلی جالب است که فیلمی که دوماه از اکرانش می‌گذرد هنوز دیده می شود و مخاطب طالب آن است.این یک امتیاز بزرگ برای فیلم است و به زعم من «انتهای خیابان هشتم»  یک نقد جسورانه اجتماعی را مطرح می کند و به هیچ وجه سیاه نمایی ندارد  و برشی از زندگی اجتماعی روز ماست و حاضرم دست تک تک آنهایی که این فیلم را متهم به سیاه نمایی می‌کنند، بگیرم و به اجتماع ببرم و عین همین شخصیت‌ها را نشان‌شان بدهم. پس صورت مسئله را پاک نکنیم و معتقدم تهیه کننده و کارگردان‌های این کار زره آهنی به تن کرده‌اند.
در ادامه امینی گفت اجازه بدهید من در مورد شکل فیلمنامه‌های کارهایم و شیوه کارم کمی توضیح بدهم، چون چندبار اینجا این بحث مطرح شد.
وی افزود: ما در این کار یک فیلمنامه کامل داشتیم که شرح سکانس‌ها نوشته شده بود، اما این سکانس‌ها در واقع فقط یک سری توضیحات بدون دیالوگ بودند که در سرصحنه باید این سکانس‌ها به بار می‌نشستند. من این شیوه را از تاتر یاد گرفتم و قبول دارم که برای بازیگر این شیوه بسیار سخت است، چون نمی‌داند که دقیقا چه باید بگوید،اما معتقدم طرواتی که در بداهه گویی وجود دارد، ستودنی است.

در پایان مجری و منتقد برنامه از امینی سوال کرد کارکترهای فیلم شما عقبه روشنی ندارند و این در بعضی جاها به کار لطمه می زند،علت این نذاشتن بک راند برای کارکترها چه بوده است؟ و علیرضا امینی هم در پاسخ گفت: فیلم ما را حوادث جلو می برد و در سینمای مدرن همه چیز را نباید به مخاطب داد.این درست خلاف سینمای کلاسیک است که یک قصه گویی سر راست دارد و من در این کار می‌خواستم تا خیلی چیزها را مخاطب کشف کند. ما می‌خواستیم نشان دهیم که ظرف 72 ساعت آدم‌ها چگونه تغییر رفتار پیدا می‌کنند و این وضعیت چه اثری روی آنها می‌گذارد.
این نشست در ساعت بیست و یک و سی دقیقه با تجلیل از مهمانان پایان یافت.
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:51 ] [ پیمان ]
چنانچه علاقه مند تماشای فیلم "انتهای خیابان هشتم" در کنار بازیگران این فیلم هستید، می توانید 19 اردیبهشت در فرهنگسرای فردوس به تماشای آخرین اثر علیرضا امینی بنشینید.

به نقل از روابط عمومي مديريت فرهنگي هنري منطقه 5، در نوزدهمين جلسه نقد فيلم فرهنگسراي فردوس که سه شنبه 19 ارديبهشت ماه ساعت 18 برگزار مي شود ، فيلم «انتهاي خيابان هشتم» به کارگرداني عليرضا اميني و تهيه ‌کنندگي سيد جمال ساداتيان نقد و بررسي مي شود.

در اين جلسه ترانه عليدوستي ،صابر ابر، حامد بهداد و مهدي ماهاني (بازيگران ) به عنوان مهمان ، حميد سليمي (منتقد و فيلنامه نويس) و محمدرضا لطفي به عنوان مجري و منتقد حضور خواهند داشت.

سينما فردوس واقع در ميدان صادقيه ، بلوار فردوس ، فرهنگسراي فردوس در خدمت علاقه مندان است.
همچنين نشاني اينترنتي ferdos.farhangsara.ir و شماره تلفن 44081039 به منظور کسب اطلاعات بيشتر درباره ساير برنامه هاي نمايش فرهنگسراي فردوس اعلام شده است.

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:3 ] [ پیمان ]

به نقل از «بانی فیلم» فیلمبرداری چهارمین فیلم بلند سینمایی بهرام توکلی پس از 45 جلسه به پایان رسید. دیروز در آخرین روز فیلمبرداری صابر ابر و ترانه علیدوستی جلوی دوربین رفتند.

بهرام دهقانی تاکنون بیش از نیمی از تدوین «احتمال معکوس» را به پایان رسانده و پیش بینی می شود تدوین فیلم تا اوایل خرداد ماه به پایان برسد و فیلم وارد مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی شود. سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و حمید رضا آذرنگ دیگر بازیگران این فیلم هستند که تمام صحنه های آن در تهران فیلمبرداری شده است. «احتمال معکوس» داستان زوج جوانی است که در مدتی کوتاه لحظات زندگی گذشتشان را مرور می کنند و این مرور خاطرات، زندگی و حالشان را تحت تاثیر قرار می دهد. سعید ملکان تهیه کنندگی فیلم توکلی را بر عهده دارد. پیش از این نام این فیلم به اشتباه «احتمالا معکوس» عنوان می‌شد.


عوامل اصلی این پروژه عبارتند از: نویسنده و کارگردان: بهرام توکلی، مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر، صدابرداران: محمود سماک باشی، رضا نظری، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، تدوین: بهرام دهقانی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: علیرضا نسایی، عکاس: علی نیک رفتار، سمیه جعفری، طراح صحنه و لباس: امیر حسین حداد، صداگذار: فرامرز ابوالصدق، مدیر تدارکات: شادروان امیر نوروزی، جانشین تولید: حیدر زرقومی، تهیه کننده: سعید ملکان.

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:37 ] [ پیمان ]

به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای خاتم، دومین گردهمایی علاقمندان هنر سینما و اعضاء کانون فیلم فرهنگسرا، این هفته به نمایش و تحلیل فیلم سینمایی «چهارشنبه سوری» ساخته اصغر فرهادی اختصاص دارد. نشست این فیلم دوشنبه 11 اردیبهشت ماه جاری برگزار می‌شود و طی آن بعد از نمایش، مهمترین و کاربردترین مباحث فیلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: نزدیک عید است و همه مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از سال نو هستند. دختر جوانی به نام روح انگیز (ترانه علیدوستی) که خود را آماده ازدواج می‌کند، روز چهارشنبه سوری برای کار به خانه خانواده‌ای متوسط وارد می‌شود. فضای پر تنش و غم‌انگیز خانه، به همراه غوغای انفجار ترقه‌های چهارشنبه سوری فضایی بی‌ثبات و ناآرام به وجود آورده‌است.

مژده (هدیه تهرانی)، خانم خانه، در هیئتی سراپا سیاه و با حرکاتی عصبی، حالتی غریب دارد. مژده به رابطه همسر خود(حمید فرخ‌نژاد) و زن همسایه(پانته آ بهرام) مشکوک شده و زندگی خانواده در آستانه نابودی است. دست آخر مرد، به ظاهر در نظر همسرش تبرئه می‌شود و پیش از عید آشتی می‌کنند؛ هرچند تنهایی و دوری آدم‌های قصه ادامه خواهد داشت.

هدیه تهرانی،حمید فرخ‌نژاد،ترانه علیدوستی،پانته آبهرام و هومن سیدی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.

علاقمندان می‌توانند جهت حضور در گردهمایی ساعت 15 به سینما تماشا واقع در بلوار معلم، خیابان مدائن حضور یابند.


گویا از دیشب ایمیل وبلاگ مورد هجوم قرار گرفته و هک شده،من امروز متوجه شدم و ایمیل را به حالت عادی برگرداندم.چنانچه ایمیل مشکوکی از سمت ایمیل وبلاگ دریافت کرده اید لطفا خبر دهید.

متشکرم


[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:55 ] [ پیمان ]
"پذیرایی ساده" یکی از آثار شاخص و ارزشمند جشنواره فجر بود که به عقیده برخی از سینماگران تنها نکته مثبت جشنواره سی ام محسوب می شد.

این اثر مانی حقیقی پاییز امسال اکران عمومی می شود.

بقیه خبر به نقل از خبرگزاری مهر:

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم آخرین ساخته مانی حقیقی است که در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به روی پرده رفت و همچنین نامزد دریافت چندین جایزه شد.

پخش "پذیرایی ساده" برعهده هدایت فیلم است و کارگردان و پخش‌کننده اثر باتوجه به فضایی که فیلم دارد ترجیح دادند پاییز را برای اکران این فیلم در نظر بگیرند که همزمان با بازگشایی دانشگاه‌هاست.

عوامل این فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش، مجری طرح و مدیر تولید: فاطمه ابوالقاسمی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: رضا بختیاری‌نیک، صدابردار: وحید مقدسی، طراح صحنه: امیر‌حسین قدسی، طراح لباس: نگار نعمتی، طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی، منشی صحنه: یاسمین ریزان، عکس: عباس کوثری و تهیه‌کننده: جلال شمسیان.
 
مانی حقیقی بازی در فیلم‌های سینمایی "درباره الی..."، "ورود آقایان ممنوع" و "آسمان محبوب" و کارگردانی فیلم‌های سینمایی "کنعان"، "کارگران مشغول کارند" و "آبادان" را در کارنامه دارد.
 
ترانه علیدوستی، مانی حقیقی، سعید چنگیزیان، اسماعیل خلج، صابر ابر، محمد عاقبتی، فرهاد قائمیان، نادر فلاح، وحید آقاپور، محمدرضا نجفی، قربان نجفی و مهدی صباغی بازیگران فیلم هستند. فیلمنامه فیلم را مانی حقیقی و امیررضا کوهستانی نوشته‌اند.

متاسفانه امروز با خبر شدیم که رضا داوود نژاد دچار نارسایی کبد شده و در بخش آی سی یو بیمارستان لاله بستری است.
در حال حاضر در انتظار کبد برای پیوند است.
برای سلامتی اش دعا کنیم.
چنانچه این پیوند کبد تا 48 ساعت آتی انجام نگیرد رضا به کما می رود.
گروه خونی رضا داوودنژاد o+ هست،دوستانی که می توانند کمکی در رابطه با پیوند ایشان کنند اطلاع دهند.
متشکرم

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:49 ] [ پیمان ]
حدود یک ماه از آغاز فیلمبرداری "احتمال معکوس" می گذرد و ساخت این فیلم همچنان بدون هیاهو های خبری ادامه دارد.

"احتمال معکوس"،واپسین اثر بهرام توکلی است که روزهای پایانی فیلمبرداری اش را پشت سر می گذارد.

به گزارش بانی فیلم، بعد از گذشت 33 جلسه از فیلمبرداری چهارمین فیلم سینمایی بهرام توکلی، تاکنون حدود 70 درصد از صحنه های آن جلوی دوربین رفته است. طبق برنامه ریزی صورت گرفته «احتمال معکوس» حدود 50 جلسه فیلمبرداری خواهد شد. گروه هم اکنون در لوکیشنی حوالی میدان تجریش مشغول فیلمبرداری هستند و تمامی بازیگران جلوی دوربین پیمان شادمانفر رفته اند. همچنین بهرام دهقانی از چندی پیش تدوین همزمان فیلم را آغاز کرده است. فیلم داستان زوج جوانی است که در مدتی کوتاه لحظات زندگی گذشتشان را مرور می‌کنند و این مرور خاطرات، زندگی حالشان را تحت تاثیر قرار می دهد. ترانه علیدوستی و صابر ابر بازیگران اصلی این فیلم هستند که سعید ملکان تهیه کنندگی آن را برعهده دارد.

فهرست عوامل فیلم «احتمال معکوس» عبارتند از:

نویسنده و کارگردان : بهرام توکلی،تهیه کننده : سعید ملکان، مدیر فیلمبرداری : پیمان شادمانفر، صدابرداران : محمود سماک باشی، رضا نظری، طراح چهره پردازی : سعید ملکان، تدوین : بهرام دهقانی، دستیار کارگردان و برنامه ریز : علیرضا نسایی، عکاس : علی نیک رفتار، سمیه جعفری، طراح صحنه و لباس : امیر حسین حداد، صداگذار : فرامرز ابوالصدق، مدیر تدارکات : شادروان امیر نوروزی، جانشین تولید : حیدر زرقومی، دستیار اول فیلمبردار : جلال عالی فکر، طراح نور : آرش رمضانی، منشی صحنه : سحر غمخوار، پانته آ حسینی، دستیار کارگردان: امین اشرفی، مدیر امور مالی : علی کثیری، گروه فیلمبرداری : عاطف امیری، محمد رضا پازوکی، ادیب سبحانی، احسان نادری، مصطفی صادقی، اجرای چهره پردازی : عباس عباسی، آرزو کی قباد، مسعود علمداری ، دستیار طراح صحنه : مهدی ستاری، محسن رجبی، مدیر صحنه : سید علیرضا موسوی ، دستیار لباس : شادی رستگار، دستیار تدارکات : حسین نوروزی، محمود اسدی فرد، مسئول دوربین : سعید خضربان، سینا ایل بیگی، دستیار تدوین : سیاوش طرازنده ، خدمات : هیبت پیری، حسین آقازاده، مشاور رسانه ای : پویا نبی، بازیگران : ترانه علیدوستی، صابر ابر، سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و با حضور حمید رضا آذرنگ


[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 19:14 ] [ پیمان ]

جوابیه وبلاگ خبری به نامه سرگشاده خانم حسن زاده:

یاد گرفته ایم گاهی نا به جا سکوت کنیم و گاهی نا به جا لب به سخن بگشاییم که اغلب پس از اندک زمان از هر دو امر پشیمان خواهیم شد.

پس از خواندن نامه سرگشاده خانم حسن زاده خطاب به خانم علیدوستی دچار این حس اشتباه شدم که مسکوت ماندن این مساله بهتر است،که پس از هر حس اشتباه یک پشیمانی نیز وجود دارد.

در این جامعه چگونه از ارتقا فرهنگ سخن بگوییم وقتی کسانی که ادعای فرهنگی بودن دارند و باید خود ارتقا بخش آن باشند،ضعف وجودی شدیدی در این مورد دارند و همان صفات رذیله ای را که مذمت می کنند در خود به وفور دارند.

نامه خانم حسن زاده آن چنان مملو از محتوای پوچ بود که باعث تحیر و تاسف خیلی ها شد.از همان ابتدا،نامه با تحقیر و توهین شروع می شود.یک متن مودب کمترین توقعی بود که می شد از یک مترجم به اصطلاح قدیمی(!) داشت،که متاسفانه ذره ای ادب در عمق متن ایشان به چشم نمی خورد و به سادگی اهالی ادب و باقی همکاران خود را با این نامه زیر سوال بردند،که جای خالی ادب در جامعه ادبی غمی سرشار دارد.

در آشفته بازار ترجمه که کمتر علاقه ای به متون ترجمه شده دیده می شود و اغلب به دنبال کتاب ها با زبان اصلیشان هستیم،وجود چنین کتابی (رویای مادرم) که لااقل ارزش یک بار خواندن را دارد بس ارزشمند است و باید باعث مباهات خود شما باشد که بازار سوت و کور نشر تکانی خورد.

ساده انگارانه است که چنین نامه ای را به حساب خیرخواهی بگذاریم،که هیچ نکته خیری در این نامه به چشم نمی خورد.رشکی بی حد و حصر از این نامه می بارد.ابتدا هنرپیشه را تعریف می کنید و سپس فرق آنرا با بازیگری می گویید که در هنرپیشه بودن و بازیگر نبودن هنرپیشه های زمان شما شکی نیست،اما خود شما که در ابتدای نامه و با دلیل خانم علیدوستی را بازیگر خطاب می کنید،نامه تان را بی دلیل با هنرپیشه خواندن ایشان به پایان می برید.این چه خیرخواهی است که با زشت ترین نوع توهین همراه است؟چون صرفاً یک بازیگر،مترجم نیز هست؟

تا کنون کمتر شاهد این مساله بودیم که گیرنده جایزه را مورد انتقاد و مواخذه قرار دهند به جای گلایه از داوران یک جشنواره،که چنین مواخذاه ای مفهوم کاملی از پوچی در منطق منتقد است.وقتی تمام گلایه شما در دو چیز خلاصه می شود؛چرا ترجمه کردی؟! چرا جایزه گرفتی؟!  ، دیگر چه می توان گفت؟

عیار و ارزش یک متن ادبی یا ترجمه شده را همیشه با سن و سال و تعداد کتاب های منتشر شده نویسنده یا مترجمش اندازه می گیرید؟همیشه ممارست در این امر با تعداد کتب منتشر شده برابر است؟چرا اجازه می دهید حس خودبرتربینی تان در نامه تان هم نمود داشته باشد؟

افسوس فراوان نثار چنین نامه و فرهنگ جامعه ای که اغلب روشنفکران و اهالی فرهنگش،بیش از هرچیز از نداشتن فرهنگ و دید درست رنج می برند و تنها جا مانده اند در باتلاقی از ادعا.

خانم حسن زاده،در کدامین ترجمه تان ادب و انصاف را جا گذاشتید؟تمام دلخوری از این نامه به دلیل منتسب بودن نگارنده آن با اهالی ادب است.

پی نوشت:این جوابیه وبلاگ خبری است و نویسنده آن نویسنده وبلاگ است.(برای جلوگیری از سو تفاهم یادآوری شد)


در رابطه با کامنت هایی که عده ای خاص به صورت خصوصی فرستادند:

تمام روی صحبتم با شما هایی است که از رعایت ابتدایی ترین مسائل در جامعه مجازی عاجزید،تمام حرفم با شمایی است که بی هیچ فکر و منطقی توهین را به هرنوع سخنی ترجیح می دهید؛

می دانم درد عجیبی است بحران فرهنگی اما سخت تر و عجیب تر از آن بحران هویت است،از فرهنگ چه بگویم وقتی از نبود هویت رنج می برید؟چه بگویم از ادب تا زمانی که بی ادبی افتخار است؟(منظورم از هویت،هویت شخصی است نه جمعی)

این جوابیه را باز بخوان،با دقت بخوان.بیراه نگو،حرمتت را همیشه خودت حفظ کن(اگر حرمتی داری!)

ببین کجای سخنم بیراه است،اگر منطقت رو به فراموشی است سخن گفتن را نیز فراموش کن،تا حرفی برای گفتن نداری سخن نگو




[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 14:49 ] [ پیمان ]
شاید یکی از انتقاداتی که بسیار متوجه فیلم «انتهای خیابان هشتم» می شود،پایان نامفهوم فیلم است که موجب نارضایتی اغلب بینندگان فیلم شد.پایانی که شاید در نامناسب ترین شرایط برای پایان موفق یک فیلم انجام می شود.

متن زیر به نقل از شبکه ایران است که در مورد این موضوع نیز بحث کرده:

هرچند در اذهان عمومی مخاطبان این گونه متبادر شده که تنها دو فیلم «گشت ارشاد» و «خصوصی» هستند که با محدودیت اکران مواجه شده اند اما مساله اینجاست که یکی دیگر از فیلمهایی که برای اکران نوروزی درنظر گرفته شده بود یعنی «انتهای خیابان هشتم» هم به لحاظ تعداد سینماهایی که به آن تعلق گرفته اوضاع نامناسبی دارد. این اوضاع نامناسب سبب ساز اعتراض تهیه کننده فیلم سیدجمال ساداتیان شده است. ساداتیان در گفتگو با شبکه ایران اوضاع اکران فیلمش را نامنصفانه دانسته و به انتقاد از تلویزیون می پردازد که برای برخی فیلمها تیزر رایگان پخش می کند و برخی آثار را هم اصلا تحویل نمی گیرد.
بخشهایی از گفته های ساداتیان را در ادامه می خوانید:

اوضاع اکران «انتهای خیابان هشتم» اصلا منصفانه نیست
اوضاع اکران «انتهای خیابان هشتم» به لحاظ تعداد سینماهایی که در اختیار دارد اصلا منصفانه نیست چون نه تنها تعداد سینماهای ما نسبت به سایر فیلمها اندک است بلکه در شهرستانها هم نتوانسته ایم اکران گسترده ای داشته باشیم و بی دلیل سعی کرده اند اکران «انتهای خیابان هشتم» را محدود کنند. البته خوشبختانه این محدودیت اکران هم سبب ساز آن نشده که مخاطبان جدی سینما برای تماشای فیلم به سینماها مراجعه نکنند و بارها تماسهایی را از مخاطبان داشته ایم که لحن صریح فیلم را ستوده اند.

بازیگران با نظارت مستقیم کارگردان انتخاب شدند
بازیگران فیلم با نظارت مستقیم کارگردان کار علیرضا امینی انتخاب شده اند و خوشبختانه تمامی آنها نیز نقشهای خود را با جان و دل ایفا کرده اند. دقیقا به همین دلیل است که حتی خودم هم که در روند کامل تولید بوده ام با تماشای اثر به شدت تحت تاثیر قرار می گیرم.

کار برای تهیه کنندگان مستقل مشکل است
برای ما تهیه کنندگان مستقل واقعا مشکل است که بخواهیم هم از پس هزینه های فراوان تولید برآییم و هم از پس هزینه های کمرشکن تبلیغات مرتبط با یک فیلم. به عنوان تهیه کننده ای که پخش اغلب فیلمهایم را هم خودم برعهده داشته ام به شما می گویم حتی در رسانه ای مانند تلویزیون که رسانه ملی است و برای پخش تیزر نباید محدودیت قائل شود متاسفانه در پخش تیزر فیلمهای مختلف شرایط کاملا متفاوت است. به عنوان مثال همین الان فیلمی روی پرده داریم که به کرات تیزرهای طولانی مدتش از تلویزیون پخش میشود بدون اینکه کسی بپرسد هزینه پخش این همه تیزر از کجا آمده اما فیلمی مثل «انتهای خیابان هشتم» برای پخش دو تیزر اضافی باید دردسرهای فراوانی را متحمل شود!

فشارهای اداره نظارت باعث شد که پایان فیلم را تغییر دهیم
درباره اینکه چرا فیلم به ناگاه در نقطه اوج خود به پایان می رسد باید بگویم اگر پایان فیلم بیش از حد باز به نظر می رسد برآمده از فشارهای اداره نظارت بود؛ ما می خواستیم پایانی را داشته باشیم که مخاطب در جریان کلیت داستان و واکنش رفتاری شخصیتها قرار گیرد اما این فیلم آن قدر در گیرودار ممیزی های اداره نظارت ماند که پایان بندی آن به شکل فعلی درآمد. فشارهای اداره نظارت باعث شد که پایان فیلم را تغییر دهیم!

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 20:28 ] [ پیمان ]
مطلب اول تقریبا غیر مرتبط با فضای کلی وبلاگ است و به بهانه آخرین پست سال ۹۰ است که در وبلاگ قرار می گیرد.

آرام آرام دارد می رود،رفتنش ناراحتی که ندارد هیچ،شور و اشتیاقی هم دارد...

این را از تمام پیام های تبریکی می توان دریافت که این روزها جواب دادن به همه شان کمی وقت گیر شده و یا اشتیاقی که در چهره ها بیش از هفته ها و ماه های قبل موج می زند،نه اینکه از رفتنش شاد باشیم،نه ولی غمگین هم نیستیم،اصلاً دلیلی هم ندارد که غمگین باشیم.

شاید هم نمی رود و تنها تازه می شود اسمش را نو می کند حالش را خوش می کند و دوباره آغاز...

پس بیایید با او تازه شویم،حالمان را خوش کنیم،اسممان را که نه ولی اسم دلمان را نو کنیم،روزمرگی را در صندقچه قدیمی مادربزرگمان بگذاریم و درش را قفل کنیم و آنقدر به سراغش نرویم که فراموشمان شود روزی دوست گرمابه و گلستانمان بوده.

بیایید باز هم آغاز کنیم،در سفر زندگی دوباره در مسیر قرار بگیریم،در جاده مختص خودمان،همان جاده ای که یه عمره چشم به راهه...

برای هزارمین بار شعر معروف فریدون مشیری را زمزمه کنیم؛...نرم نرمک می رسد اینک بهار.... خوش به حال روزگار ....

خوش به حال روزگار...


آنونس جدیدی از فیلم «انتهای خیابان هشتم» منتشر شده که دیدن آن خالی از لطف نیست.

آنونس:دانلود

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:58 ] [ پیمان ]

بحث کلی نماد و نماد سازی و ارتباطش با فیلمسازی یا نویسندگی و مفید یا مضر بودنش را نمی شود در یک پست جمع کرد و مجال دیگری را می طلبد اما...

باز هم مصاحبه ای از مانی حقیقی خواندم که باز هم نماد سازی در فیلم را سخیف توصیف کرده بود.

اگر از تمام نماد هایی که در فیلم های حقیقی وجود دارند و به نوعی بتوان آنها را توجیه کرد که نماد نیستند بگذریم،سری سکانس های مهم و مشابهی در «کنعان» ذهنم را مشغول کرده که به هر شکل و از هر زاویه ای که به این سکانس ها بنگریم باز هم نمی شود نماد بودن این سکانس ها را نادیده گرفت.

سکانس هایی که آسانسور در طبقه ی مرموز پنجم که در حال بازسازی است می ایستد و هر بار متوقف شدن آسانسور هم معنا و همسو با داستان است.

نمی دانم چرا ولی هرچه فکر می کنم باز هم نمی توانم نماد نبودنش را توجیه کنم.شما می توانید توجیهش کنید؟




هربار که در خیابان به چهره مردم نگاه می کنیم،اندوه و افسردگی شان کاملا مشهود است و مگر اینکه استثنا در کار باشد تا کسی را خوشحال ببینیم.

و چه به عنوان نویسنده چه فیلمساز و چه موزسین مخاطبمان همین جامعه ای است که میزان شادی اش بسیار پایین است.

پس برای بیشتر گریاندنشان چه از راه فیلم و چه از موسیقی کار خیلی دشواری را پیش رو نداریم.هرچند استقبال عموم مردم به مسایل غمگین رو به پیشرفته.

اما کمتر پیش می آید شاهد فیلمی باشیم که هنرمندانه توانایی خنداندن مخاطبش را داشته باشد.شاید به طور خوشبینانه حداقل 10 سال فاصله زمانی بین فیلم های کمدی داخلی باارزش باشد.

فیلم «انتهای خیابان هشتم» پس از گذراندن تمام مصائب عجیب و غریب بالاخره پنجشنبه گذشته(25 اسفد) روی پرده سینما نقش بست تا تمام علاقه مندانش پس از یک سال بتوانند شاهد این فیلم باشند.

علیرضا امینی در آخرین گفتگویش به این نکته اشاره کرده که تنها دو دقیقه از فیلم حذف شده.

(هرچند از نظر من ممکن است تمام بار معنایی فیلمی حتی در یک سکانس 30 ثانیه ای گنجانده شود پس دو دقیقه هم زمان کم و بی ارزشی نیست)

خلاصه داستان: نیلوفر و خانواده‌اش باید ظرف 3 روز مبلغ سنگینی را جور کند، اما هرچه زمان می‌گذرد، نیلوفر متوجه می‌شود که سرنوشت دیگری پیش روی اوست. در این بین اتفاقاتی می‌افتد و...

بازیگران:ترانه علیدوستی، صابر ابر، حامد بهداد، محمدرضا غفاری، مهدی ماهانی، بیتا بیگی، خسرو شهراز، احسان عیوض‌نژاد، اولدوز منصور، رضا دهقانی‌سامانی، محمد همایون‌‌پور، الهه حصاری و...

آنونس:دانلود

ترجیح می دهم بحث و نقد درمورد فیلم را به بعد از اکران آن موکول کنم اما پیشنهاد می کنم فیلم را ببینید.
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 19:21 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگ خبری ترانه علیدوستی سعی دارد تا جای ممکن به دور از پرداختن به حاشیه،خبرهای سینمایی مربوط به ترانه علیدوستی را مطرح کند
امکانات وب